تبليغاتX
با ستاره ها

 ای جوهر سرداری سرهای بریده

 وی اصل نمیرندگی نسل نمیران

 خرگاه تو می سوخت در اند یشه تاریخ

 هر گاه که آتش زده شد بیشه شیران ...... متن کامل شعر حسین منزوی رادرادامه مطلب ملاحظه کنید .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در جمعه بیست و هفتم آذر 1388 و ساعت 23:47 |

ستاره های عزیز سلام .

 بازم ازحضورگرم وپرشورتون چه دربرنامه وچه دروبلاگ متشکریم . باتوجه به شرائط و مناسبتهائی که

 درپیش داریم این جمعه یعنی بیست وهفتم وجمعه بعد مسابقه نخواهیم داشت .

البته حضورتون مثل همیشه وشایدم پرشورتروپررنگ تر لازمه . محرم یکی ازمهمترین مناسبتهای ماشیعه هاست وبزرگداشت وبپاداشتن این مناسبت ها توی خون ورگ ماایرانی ها جاداره .

پس هفته آینده هم مثل همیشه تماس تلفنی داشته باشید وازهمین الآن هم مطالب مناسبتی تون رودروبلاگ قراربدید تادربرنامه ازاونااستفاده کنیم .

به همه تون افتخارمیکنیم ومخلص همه تون هستیم . موفق باشید .

+ نوشته شده توسط در جمعه بیست و هفتم آذر 1388 و ساعت 23:31 |
شعری ازلیلاتقوی مطلق شاعره محترم وستاره هنرمند .

" بال کبوتر "                                                             

با دست های مؤمنِ خود می رفت ، مردی که از قبیله ی باور بود

فکر خودش نبود زمانی که در فکر بچّه های برادر بود

با دست های مؤمن خود می رفت تا آب را خلاصه کند در عشق

در واژه نامه ی دل ِ او انگار معنای آب و عشق برابر بود

تک قاصدِ قصیده ی جانبازی  وقتی به سوی مقصد خود می رفت

عرفانِ صد غزل به نگاهش داشت ، صدها حماسه مثنوی از بر بود

می رفت و خیمه خیمه به دنبالش چشمِ امید بدرقه می کردند

وقتی رسید ، آب به حرف آمد ؛ لرزید و گفت : " کاش میسّر بود ! "

هنگام بازگشت ، به دستانش یک مشک آب داشت ولی افسوس

چشمِ تمامِ سنگدلان آنجا در انتظار ِ بالِ کبوتر بود

بی دست های مؤمنِ خود برگشت ؛ نه ... برنگشت ... خیمه چه حالی شد

از دور، آب نعره زنان می گفت : " نشناختید ؟ شافعِ محشر بود "

وقت غروبِ سرخ ِ غم انگیزش لبخند زد به روی افق ، انگار-

می دید در برابر چشمانش چیزی که از بهشت فراتر بود

 

لیلا تقوی مطلق

 

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388 و ساعت 12:5 |

ستاره های فعال این هفته دروبلاگ

آقای سهیل سیاح وخانم مریم توفیقی

ازشماسپاسگذاریم .

+ نوشته شده توسط در یکشنبه بیست و دوم آذر 1388 و ساعت 12:37 |

ازستاره رومیناخبری نیست . امیدوارم که دلگیر نشده باشن اگه برنامه وستاره هاشو دوست دارن مارواز

مطالب وپیامهای خوبشون بی نصیب نزارن .

حیف نیست تواین آسمون باشی وسوسو نداشته باشی ؟ البته همین حضورتون خودش غنیمته !

اما ستاره بیا وبانورت آسمونوروشن کن . روشن نگهش دار .

بیاو بانورت راه رونشون بده !

+ نوشته شده توسط در یکشنبه بیست و دوم آذر 1388 و ساعت 12:32 |

ازآقای سهیل سیاح وخانم مریم توفیقی بخاطر مطالب زیبا وحمایتشون سپاسگذارم .

مطالب شما خوبان روبانام خودتون دربرنامه خواهیم خوند .

چه خوبه که نویسنده برنامه شماباشید .

 این برنامه ووبلاگش مال شماست .برنامه تون رومثل همیشه رونق بدید .

ستاره رومیناهم باجمع شرکای محترم  برامون مطلب بدن .

منتظرشون هستیم.

+ نوشته شده توسط در شنبه بیست و یکم آذر 1388 و ساعت 12:30 |